لغت نامه دهخدا
خاجی. ( ص نسبی ) نسبت است به خاج و صلیب.
خاجی. ( ص نسبی ) نسبت است به خاج و صلیب.
نسبت است به خاج و صلیب
💡 روح را زین جلوه شد بر قالب خاجی مکین پس چه غم داری که این شه مهدی دوران تست
💡 ریشههای اعصاب خارج شده از نخاع، با هم شبکههای عصبی را تشکیل میدهند و از این شبکهها (مثلاً شبکه بازویی، کمری، خاجی)تنههای اعصاب محیطی اعضاء و اندامها به وجود میآیند.
💡 خاجیان را دربار تو به از دیر مسیح حاجیان را سر کوی تو به از طرف حجاز