حوافر

لغت نامه دهخدا

حوافر. [ ح َ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ حافر. سم های ستوران. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). سم های اسبان و این جمع حافر است که بمعنی سم اسب و خر باشد. ( غیاث از کشف و منتخب ). رجوع به حافر و حافرة شود.
- ذوات الحوافر؛ سم داران چون اسب و خر.

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ حافر، حفر کنندگان.

فرهنگ عمید

= حافر

فرهنگ فارسی

جمع حافر
جمع حافر. ۱ - ( اسم ) کاوش کنندگان حفر کنندگان. ۲ - ( اسم ) سمهای چارپایان.

ویکی واژه

جِ حافر؛ حفر کنندگان.

جمله سازی با حوافر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً ای توری النّار بحوافرها اذا سارت فی الارض ذات الحجارة و اذا ارید بها الإبل فالمعنی انّها تضرب الحصا بمناسمها فیصکّ بعضها بعضا فتنقدح منها النّار. و قال مجاهد: هی افکار العلماء تستنبط المعانی. و قال عکرمة: هی الالسنة تظهر الحقّ بالنّطق. و قیل: هی مکر الرّجال یقال للماکر قدح فاوری.

💡 و المحص «التقیة» یقال «فرس ممحوص»، اذا لم یکن فی حوافرها رهل.

💡 زمین معرکه را پر هلال و بدر کند پیش ز نقش حوافر سمش ز نقش نعال

💡 و قیل: الحافرة الارض الّتی حفرت فیها قبورهم فتکون بمعنی المحفورة کماء دافق ای مدفوق، و عیشة راضیة ای مرضیّة معناه: ائنّا لمردودون الی الحیاة بعد ما بلینا فی القبور. و قیل «الْحافِرَةِ» وجه الارض ای انّا نردّ الی وجه الارض قالوه استبعادا لها و سمّی وجه الارض حافرة لانّها مستقرّ الحوافر.

💡 و قال مقاتل هو ما یسطح من حوافر الدّواب عند المسیر. و یقال هبا التراب یهبوا و هیبته اهبا.

💡 من صوت سنابک المذاکی من وقع حوافر الهیاکل

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز