حسابگر

لغت نامه دهخدا

حساب گر. [ ح ِ گ َ ] ( ص مرکب ) محاسب. حاسب. حَسّاب. || کنایت از انسان محتاط و دوراندیش. || فال بین. فالگو یا نوعی از آنان. رمال.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) کسی که همة جوانب امور را دقت کند و بسنجد.

فرهنگ عمید

کسی که حساب همه چیز را نگه می دارد و نفع و ضرر هر کاری را می سنجد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که هم. جوانب امور را دقت کند و بسنجد: (( حسابگر ماهری است. ) )

ویکی واژه

کسی که همة جوانب امور را دقت کند و بسنجد.

جمله سازی با حسابگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بورودین در سال ۱۹۹۱ به عنوان عضوی از انجمن سلطنتی کانادا انتخاب شد. در سال ۲۰۰۸ او برنده جایزه سی‌آر‌ام-فیلدز-پی‌آی‌ام‌اس شد. او در سال ۲۰۱۱ عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا و عضو انجمن ماشین‌های حسابگر در سال ۲۰۱۴ «برای مشارکت در علوم نظری رایانه در پیچیدگی محاسباتی، الگوریتم‌های برخط، معاوضه منابع و مدل‌ها از پارادایم‌‌های الگوریتمی» شد. او در سال ۲۰۲۰ نشان کانادا را دریافت کرد.

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز