تیزهوشی. ( حامص مرکب ) هوشیاری. هوشمندی. باهوشی. تیزویری. تیزهشی. ( فرهنگ فارسی معین ):
تا جهان داشت تیزهوشی کرد
بی مصیبت سیاه پوشی کرد.نظامی.برگفت ز راه تیزهوشی
افسانه آن زبان فروشی.نظامی.رجوع به تیزهوش و تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
هوشیاری، زرنگی.
هوشیاری هوشمندی باهوشی تیروپری.
تیزهوشی داشتن توانمندی ذهنی بالاتر از متوسط است. تیزهوشی از خصوصیات کودکان است که به انحای گوناگون تعریف می شود و الهام بخش تفاوت ها در برنامه ریزی مدارس می گردد. تصور می رود در حیات بزرگسالانه نیز به عنوان یک خصیصه تداوم داشته باشد، و عواقب گوناگونی داشته باشد که در قرن اخیر مورد مطالعه طولی قرار گرفته اند. تعریفی برای تیزهوشی کودکان یا بزرگسالان نیست که به طور عمومی پذیرفته شده باشد ولی بیشتر تصمیمات گزینش در مدراس و بیشتر مطالعات طولی در طول زندگی افراد، دارندگان بهره هوشی ۲٫۵٪ بالای جامعه یعنی بهره هوشی بالای ۱۳۰ را پیگیری کرده اند. تعریف تیزهوشی در سطح فرهنگ ها هم متفاوت است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تمیز نیک و بد از هم ز تیزهوشی ده اگرچه وضع زمان، خصم تیزهوشان است
💡 از خلق ز راهِ تیزهوشی نرهی وز خود ز رهِ سخن فروشی نرهی
💡 از خلق ز راه تیزهوشی نرهی وز خود ز سر سخنفروشی نرهی
💡 راز دل با لبت نگفته، خطت سر برآورد وتیزهوشی کرد
💡 تیزهوشی که رهانَد وطن از بندِ بلا آن چنان سهل که از ماست کَشد کَس مو را