تهدید کردن

لغت نامه دهخدا

تهدید کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترسانیدن و ترس دادن و تخویف کردن و اظهار عقوبت و سیاست کردن. ( ناظم الاطباء ). بیم کردن. ترسانیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): روز آدینه قائد به سلام خوارزمشاه آمد و مست بود و ناسزاها گفت و تهدیدها کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 337 ). به چه قوت و عدت وکیل دریا را به انتقام خود تهدید می کنی. ( کلیله و دمنه ).
از توام تهدید کردی هر زمان
بینمت در دست محمود ارسلان.مولوی.تهدید مکن که بی قراریم
شمشیر مکش که بی گناهیم.میرحسن دهلوی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ترسانیدن بیم کردن.

ویکی واژه

minacciare

جمله سازی با تهدید کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «وَ أَبْصِرْهُمْ» ای ابصر ما ینالهم یومئذ «فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ» ذلک. و قیل: ابصر حالهم بقلبک «فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ» معاینة. و قیل: اعلمهم فسوف یعلمون. و قیل: «أَبْصِرْ» ما ضیّعوا من امرنا «فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ» ما یحلّ بهم من عذابنا. چون این آیه فرو آمد و ایشان را بعذاب تهدید کردند گفتند: متی هذا العذاب این عذاب که ما را بوی می‌بیم دهند کی خواهد بود؟

💡 نهادهای امنیتی ایران با ساختن برنامه‌های متعدد تلویزیونی این مجموعه را به وابستگی به نهادهای امنیتی کشورهای غربی متهم کرده و تهدید کردند که از راه پلیس بین‌المللی اینتر پل، احمد باطبی و کیوان رفیعی را به عنوان رهبران این سازمان مورد پیگرد بین‌المللی قرار خواهند داد.

💡 سید نورالدین از شنیدن خبر اعدام نواب چنان متاثر و عصبانی شد که اعضای حزب برادران را فراخواند و در مجلس ختمی که برای نواب گرفت، به سخنرانی پرداخت و در آن به دولت حمله شدید اللحنی کرد. بعد از مجلس ختم در مسجد وکیل، دو سناتور از طرف شاه به منزل وی آمدند و به صورت محترمانه او را تهدید کردند.