لغت نامه دهخدا
تنوز. [ ت َ ] ( اِ ) چاک و شکاف باشد. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). تنوزه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به تنوزه شود.
تنوز. [ ت َ ] ( اِ ) چاک و شکاف باشد. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). تنوزه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به تنوزه شود.
(تَ نُ ) (اِ. ) شکاف، چاک، تنوزه هم گویند.
چاک، شکاف.
چاک شکاف باشد. تنوزه
شکاف، چاک، تنوزه هم گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می نباید شد بحمداللّه بزور همچو فردوسی ز بیتی در تنوز