تلوتلو

فرهنگ معین

(تِ تِ ) (اِمر. ) حرکت به چپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست.

فرهنگ فارسی

( اسم ) حرکت بچپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست.

ویکی واژه

حرکت به چپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست.

جمله سازی با تلوتلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عباس بن احنف، با شنیدن شعر نیک، به طرف همی آمد و از وجد تلوتلو همی خورد.

💡 اسحاق بن ابراهیم موصلی گفت، وی روزی به نزد ما آمد و منش از ابن دمنته این شعر بخواندم «ای نسیم نجد، کی از نجد بگذشتی؟» پنج بیت شعر را که خواندم وی به طرب آمد، بچپ و راست متمایل شد و تلوتلوخوران خود را به ستونی رساند و گفت: از زیبای این شعر بایستی سر بدین ستون فرو کوبم. و ما منعش کردیم.