تشفیع

لغت نامه دهخدا

تشفیع. [ ت َ ] ( ع ص ) شفاعت کسی بدادن. ( زوزنی ). شفاعت دادن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال:شفع شفاعة فشفعته؛ ای طلب المعاونة فقبلت شفاعته ای طلبه ُ و اعطیته الشفاعة. ( اقرب الموارد ). || شفع یا جفت چیزی گردانیدن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) شفیع قرار دادن.

ویکی واژه

شفیع قرار دادن.

جمله سازی با تشفیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شفاعت بخواستن است و تشفیع ببخشیدن است و تشفع شفیع بودن است، و شفاعت از شفع گرفته‌اند یعنی جفت کردن که شفیع یگانه بشود و دو باز آید، آن بخواسته با خود می‌آرد.

جستوجو یعنی چه؟
جستوجو یعنی چه؟
روز خوش یعنی چه؟
روز خوش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز