لغت نامه دهخدا
ترور کردن. [ ت ِ رُرْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قتل سیاسی با اسلحه. و رجوع به ترور شود.
ترور کردن. [ ت ِ رُرْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قتل سیاسی با اسلحه. و رجوع به ترور شود.
قتل سیاسی با اسلحه ٠
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← به قتل رساندن
کشتن شخص یا اشخاص به منظور ترساندن مردم و حکومت
💡 کسانی که از ایران خارج شدند هم در امان نبودند. اسلام گرایان شاپور بختیار را در پاریس ترور کردند. او یکی از ۶۳ ایرانی خارج از ایران بود که پس از انقلاب ترور شد.
💡 داستان این بازی به فرقهٔ حسن صباح (حشاشین) در قلعهٔ الموت بر میگردد که اشخاص مهمی را ترور کردند و وجه تسمیه اساسین از حشاشین رجوع میکند.[نیازمند منبع]