ترور کردن
مترادفها
آدمکشی
لغت نامه دهخدا
ترور کردن. [ ت ِ رُرْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قتل سیاسی با اسلحه. و رجوع به ترور شود.
فرهنگ فارسی
قتل سیاسی با اسلحه ٠
فرهنگستان زبان و ادب
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← به قتل رساندن
ویکی واژه
کشتن شخص یا اشخاص به منظور ترساندن مردم و حکومت
جمله سازی با ترور کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کسانی که از ایران خارج شدند هم در امان نبودند. اسلام گرایان شاپور بختیار را در پاریس ترور کردند. او یکی از ۶۳ ایرانی خارج از ایران بود که پس از انقلاب ترور شد.
💡 داستان این بازی به فرقهٔ حسن صباح (حشاشین) در قلعهٔ الموت بر میگردد که اشخاص مهمی را ترور کردند و وجه تسمیه اساسین از حشاشین رجوع میکند.[نیازمند منبع]
💡 سیاستمدار برجسته در جریان مراسم رسمی، هدف ترور قرار گرفت که باعث شوک بسیار بزرگی در سطح بینالمللی و افکار عمومی شد.
💡 تاریخ پر از وقایع تلخی است که در آنها بسیاری از پادشاهان و رهبران بزرگ توسط دشمنان خود به صورت ناگهانی ترور شدهاند.
💡 پلیس اعلام کرد که تلاش برای ترور کردن وزیر دفاع با موفقیت خنثی شده و تمامی عاملان این عملیات در حال حاضر دستگیر شدهاند.