فرهنگ معین
(بَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - بی گناه. ۲ - بیزار، برکنار.
(بَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - بی گناه. ۲ - بیزار، برکنار.
[ویکی الکتاب] معنی بَرِیءٌ: بیزار- جدا از چیزی (درجمله "یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً "یعنی گناهی را به کسی که نسبتی با آن نداشته نسبت بدهد)
ریشه کلمه:
برء (۳۱ بار)
بی گناه.
بیزار، برکنار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشت دشمن را جهان زان توبری ء الساحه ای شربتش را رنج تن گر چرخ و گر ارکان دهد