لغت نامه دهخدا
باچنگ. [ چ َ ] ( اِ ) دریچه خرد. رجوع به باجنگ شود.
باچنگ. [ چ َ ] ( اِ ) دریچه خرد. رجوع به باجنگ شود.
دریچه خرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطرباچنگ را بکش به کنار رگ این خشک مغز رابفشار
💡 این نام در برخی از منابع غربی سدهٔ ۱۹ آمدهاست. هرچند در برخی از منابع نیز نام کاشغر برای اشاره به کل این منطقه به کار رفتهاست. کاشغر بزرگترین شهر آلتیشهر و حوضهٔ تاریم امروزی است. همچنین در منابع دودمان چینگ از نامهایی مانند هوئیجیانگ به معنی سرحد مسلمانان، هوئیبو به معنی منطقهٔ قبیلهای مسلمانان و باچنگ به معنی هشت شهر استفاده شدهاست.