لغت نامه دهخدا
ایراث. ( ع مص ) میراث دادن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24 ). وارث گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). میراث رسانیدن و بقیه چیزی دادن. ( غیاث اللغات ).
ایراث. ( ع مص ) میراث دادن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24 ). وارث گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). میراث رسانیدن و بقیه چیزی دادن. ( غیاث اللغات ).
[ ع. ] (مص م. ) وارث کردن، کسی را وارث قرار دادن.
وارث گردانیدن، کسی را وارث قرار دادن، برای کسی میراث گذاشتن.
(مصدر ) وارث کردن کسی را وارث قرار دادن مرده ریگ دادن بکسی.
اسم: ایراث (پسر) (فارسی) (تلفظ: iras) (فارسی: ایراث) (انگلیسی: iras)
معنی: میراث
وارث کردن، کسی را وارث قرار دادن.
💡 اربعاء نایث ایراثن (به عربی: الأربعاء نایث إیراثن) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شدهاست.
💡 و قوله: «بِإِذْنِ اللَّهِ» معناه: ظلم الظالم و قصد المقتصد و سبق السابق بعلم اللَّه و ارادته. ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ ای ذلک الاصطفاء و الایراث هو الفضل الکبیر.