اشمل

لغت نامه دهخدا

اشمل. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) شامل تر. فراگیرنده تر.
اشمل. [ اَ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِشمال ( بمعنی چپ ضد یمین ). ( منتهی الارب ) ( المنجد ).

فرهنگ معین

(اَ مَ ) [ ع. ] (ص تف. ) شامل تر، فراگیرنده تر، ر سنده تر.

فرهنگ عمید

شامل تر، فراگیرنده تر.

ویکی واژه

شامل تر، فراگیرنده تر، ر سنده

جمله سازی با اشمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مادر باباشمل رفت از جهان هفته‌ای باباشمل بربست لب

💡 آرتور آبراهام، در فینال مسابقات میان وزن قهرمانی جهان با ضربه ناک‌اوت در راند یازدهم بر حریف خود خورن گوور غلبه و از مقام خود دفاع کرد. این مسابقه در مکس اشملین، آلمان برگزار شد.

💡 راحت و آزاد چون باباشمل جیم شو هرجا که مشکل شد عمل

💡 یا اشمل ابمظاهر یا اکمل الظهور یا برزخ البرازخ و یا جامع الشتات

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به ماکس اشملینگ اشاره کرد.

باجی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز