لغت نامه دهخدا
( آسیاو ) آسیاو. ( اِ مرکب ) آسیا.
( آسیاو ) آسیاو. ( اِ مرکب ) آسیا.
( آسیاو ) (اِمر. ) آسیاب، آسیا.
آسیاو آسیاب، آسیا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسیاوار گه نمودی سیر چون فلک در اراضی تسعین
💡 دیده چو آسیاو درو دانه آبله ست گردان بخون دل شده این گردآسیاب
💡 هست خصمش ز بیم او مدهوش آسیاوار با فغان و خروش
💡 آب هر عشوه که در جیب شما ریزد چرخ آسیاوار هم از دامن تر بازدهید
💡 آسیاوار تا نماید سیر آسمان در ارضی تسعین