فرهنگ معین
( آتریاد ) (تِ ) [ روس. ] (اِ. ) یک دسته سرباز.
( آتریاد ) (تِ ) [ روس. ] (اِ. ) یک دسته سرباز.
( آتریاد ) دسته ای سرباز.
( آتریاد ) ( اسم ) یک دسته سرباز.
(ماخوذازروسی )، یک دسته سرباز
(نظامی): یک دسته سرباز؛ دستهای از سربازان. حاجتی به گرفتن حکم رسمی ریاستِ... آتریاد... نداشتند. «مستوفی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمود آیرم از افسران ارشد قزاقخانه بود. او اولین افسر ایرانی است که با درجه سرتیپی به ریاست ستاد قزاقخانه رسیده بود. وی مدتی نیز رئیس آتریاد همدان و مدتی فرمانده قشون مازندران بود.