vermivorous
🌐 کرمخوار
صفت (adjective)
📌 (در مورد پرندگان) تغذیه از کرم، لارو یا حشرات موذی
جمله سازی با vermivorous
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The exhibit showed how vermivorous fish aerate sediment while foraging.
این نمایشگاه نشان داد که چگونه ماهیهای کرمخوار هنگام جستجوی غذا، رسوبات را هوادهی میکنند.
💡 Robins are vermivorous in spring, tugging earthworms from damp lawns.
سینه سرخها در بهار کرمخوار هستند و کرمهای خاکی را از چمنهای مرطوب بیرون میکشند.
💡 A vermivorous diet suits some amphibians that hunt by sensing vibrations.
رژیم غذایی کرمخواری برای برخی از دوزیستان که با حس کردن ارتعاشات شکار میکنند، مناسب است.