unknowing

🌐 نادانسته

۱) بی‌خبر، ناآگاه؛ ۲) کاری که «ناآگاهانه» انجام شده (unknowing participant = شریکِ بی‌خبر).

صفت (adjective)

📌 نادان یا ناآگاه.

جمله سازی با unknowing

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 He offered an unknowing smile, unaware of the surprise party behind him.

او لبخندی ناخودآگاه زد، بی‌خبر از مهمانی غافلگیرکننده‌ای که پشت سرش بود.

💡 those unknowing people who think that the world is a kindly place are in for a rude awakening

آن دسته از افراد ناآگاهی که فکر می‌کنند دنیا جای مهربانی است، در آستانه‌ی یک بیداری ناگهانی هستند.

💡 One of the strongest scenes in this episode is Maeve teaching the unknowing captive Sam how to swim.

یکی از قوی‌ترین صحنه‌های این قسمت، جایی است که میو به سمِ اسیرِ بی‌خبر، شنا یاد می‌دهد.

💡 The film shows an unknowing public entranced by curated newsfeeds.

این فیلم، مردمی ناآگاه را نشان می‌دهد که مجذوب فیدهای خبریِ گزینش‌شده شده‌اند.

💡 An unknowing intern forwarded the phishing email to the whole office.

یک کارآموز ناآگاه، ایمیل فیشینگ را به کل دفتر ارسال کرد.

💡 One of the strongest scenes in this episode is Maeve teaching the unknowing captive Sam how to swim.

یکی از قوی‌ترین صحنه‌های این قسمت، جایی است که میو به سمِ اسیرِ بی‌خبر، شنا یاد می‌دهد.