substantialize

🌐 اساسی کردن

عینیت دادن / جوهرمند کردن؛ چیزی را به صورت «چیزِ واقعی و مستقل» درآوردن یا چنین فرض کردن.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 قابل توجه یا واقعی کردن

جمله سازی با substantialize

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Policies must substantialize values like equity into budget lines.

سیاست‌ها باید ارزش‌هایی مانند عدالت را در ردیف‌های بودجه لحاظ کنند.

💡 The artist tried to substantialize memory into metal and light.

این هنرمند تلاش کرد تا حافظه را در فلز و نور تجسم بخشد.

💡 Historians substantialize rumor by triangulating independent records.

مورخان با مثلث‌بندی اسناد مستقل، شایعه را ماهیتی ملموس می‌بخشند.