ingo
🌐 اینگو
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 همچنین: ورود. یک افشاگری
جمله سازی با ingo
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Many statements in Compact could be seen as "exaggerated but permissible criticism," presiding Judge Ingo Kraft told the court.
قاضی اینگو کرافت، رئیس دادگاه، به دادگاه گفت که بسیاری از اظهارات مطرح شده در این پرونده را میتوان «انتقاد اغراقآمیز اما مجاز» دانست.
💡 Ingo Arndt captured the red wood ants efficiently dismembering a blue ground beetle to carry into their nest.
اینگو آرنت مورچههای چوب قرمز را در حال تکهتکه کردن یک سوسک خاکی آبی برای حمل به لانهشان به تصویر کشید.
💡 It is like "implanting young muscle", says study author Ingo Kutschka, from University Medical Center Goettingen.
اینگو کوچکا، نویسندهی این مطالعه از مرکز پزشکی دانشگاه گوتینگن، میگوید: «این کار مانند کاشت عضلهی جوان است.»