flight officer
🌐 افسر پرواز
اسم (noun)
📌 افسر نیروی هوایی ارتش ایالات متحده در جنگ جهانی دوم، دارای رتبهای معادل درجه افسر ارشد.
جمله سازی با flight officer
💡 A calm flight officer translates weather into decisions passengers actually appreciate.
یک افسر پرواز خونسرد، آب و هوا را به تصمیماتی تبدیل میکند که مسافران واقعاً از آنها قدردانی میکنند.
💡 When he was a F-14 Tomcat pilot, he said, the flight officer in the back seat thought he saw a U.F.O.
او گفت وقتی خلبان اف-۱۴ تامکت بود، افسر پرواز در صندلی عقب فکر کرد که یک بشقاب پرنده دیده است.
💡 As flight officer, she double-checked manifest weight, then balanced cargo and egos.
او به عنوان افسر پرواز، وزن بار را دوباره بررسی کرد، سپس بار و غرور را متعادل ساخت.
💡 Evans, a naval flight officer, grew up in Palmdale and attended USC.
ایوانز، افسر پرواز نیروی دریایی، در پالمدیل بزرگ شد و در دانشگاه USC تحصیل کرد.
💡 A former tactical flight officer who allegedly slapped his supervisor while drunk on a work trip to Seattle.
یک افسر پرواز تاکتیکی سابق که ظاهراً در یک سفر کاری به سیاتل در حالت مستی به سرپرست خود سیلی زده است.
💡 Shaun Bouyea, a California Highway Patrol flight officer and paramedic, said it was remarkable that the woman survived the 15-hour ordeal.
شان بویا، افسر پرواز گشت بزرگراه کالیفرنیا و امدادگر، گفت که زنده ماندن این زن از این مصیبت ۱۵ ساعته قابل توجه است.