دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 شخص یا چیزی که شرایط را تغییر میدهد
📌 مادهای، به خصوص مادهی آرایشی، که برای بهبود وضعیت چیزی به آن زده میشود
🌐 نرمکننده
📌 شخص یا چیزی که شرایط را تغییر میدهد
📌 مادهای، به خصوص مادهی آرایشی، که برای بهبود وضعیت چیزی به آن زده میشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 He made homemade conˈditioner from aloe and oils, then documented results candidly.
او نرمکننده خانگی را از آلوئه ورا و روغنها درست کرد، سپس نتایج را صادقانه ثبت کرد.
💡 This leave-in conˈditioner rescued winter hair without greasiness.
این نرمکننده بدون نیاز به آبکشی، موهای شما را در زمستان بدون ایجاد چربی نجات داد.
💡 A gentle conˈditioner helps swimmers counter chlorine’s stubborn dryness.
یک نرمکننده ملایم به شناگران کمک میکند تا با خشکی سرسخت کلر مقابله کنند.