يجلس
🌐 او مینشیند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نشستن
📌 نشسته
📌 بنشینید
📌 صندلی
📌 چمباتمه زدن
جمله سازی با يجلس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في الحديقةِ، علي يجلس تحتَ الشجرةِ منتظرًا صديقهُ منذُ دقائقَ طويلةٍ.
علی دقایق طولانی در باغ، زیر درخت منتظر دوستش نشسته بود.
💡 كان قاسم فى مكتبه يجلس على غير راحه يريد ان يراها هل هى هنا ام ال.
قاسم با ناراحتی در دفترش نشسته بود و میخواست ببیند آیا او اینجاست یا نه.
💡 تحدث مع من يجلس حولک من الزملاء، فالتعاون يسهّل المهمة.
با همکارانتان که دور و برتان نشستهاند صحبت کنید؛ همکاری، کار را آسانتر میکند.
💡 هنا كان والدي يجلس كل مساء يقرأ الأخبار بهدوء.
پدرم هر شب اینجا مینشست و آرام اخبار را میخواند.
💡 طلب المعلم من الطلاب أن فسيحوا لزميلهم حتى يجلس في مكانه المناسب.
معلم از دانشآموزان خواست که برای همکلاسی خود جا باز کنند تا او بتواند در جای مناسب خود بنشیند.
💡 قدّم الضيف بهٰدی لطيفًا لأهل البيت قبل أن يجلس معهم.
مهمان قبل از اینکه با خانواده بنشیند، هدیهای محبتآمیز به آنها تقدیم کرد.
💡 علي يجلس قربَ النافذةِ كلَّ مساءٍ لقراءةِ كتابهِ المفضلِ بهدوءٍ.
علی هر شب کنار پنجره مینشیند تا کتاب مورد علاقهاش را آرام بخواند.
💡 رأيتُ محمدا يجلس في المكتبة ويقرأ كتابًا عن التاريخ القديم.
محمد را دیدم که در کتابخانه نشسته بود و کتابی درباره تاریخ باستان میخواند.
💡 رأتْ الأمُّ ابنها ما وھو يجلس قرب النافذة يراقب المطر.
مادر پسرش را دید که نزدیک پنجره نشسته و باران را تماشا میکند.
💡 وشاب اخر يجلس على طاوله بعيده بعض الشئ يتمعن بها بإعجاب.
مرد جوان دیگری کمی دورتر پشت میزی نشسته و با تحسین به او نگاه میکند.
💡 رأيتُ هنناک رجلًا مسنًا يجلس تحت الشجرة ويقرأ الصحيفة.
پیرمردی را دیدم که زیر درخت نشسته بود و روزنامه میخواند.
💡 لي بدا لي أن الرجل متعب، لذلك عرضتُ عليه أن يجلس قليلًا.
به نظرم مرد خسته آمد، بنابراین به او پیشنهاد دادم که لحظهای بنشیند.
💡 واحضرت الأم الطعام إلى المائدة قبل أن يجلس الجميع.
قبل از اینکه همه بنشینند، مادر غذا را سر میز آورد.
💡 بعدَ الغداءِ، علي يجلس مع والدهِ يتحدثانِ عن أخبارِ العملِ والدراسةِ.
بعد از ناهار، علی کنار پدرش مینشیند و درباره اخبار کار و تحصیل صحبت میکنند.