وجنة
🌐 گونه
اسم (noun)
📌 گونه
📌 استخوان گونه
📌 بهشت
جمله سازی با وجنة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقد أجريت تجربة بإضافة هذه المادة لخلايا وجنة إنسان فتجددت الخلايا الميتة
من با اضافه کردن این ماده به سلولهای گونه انسان، آزمایشی انجام دادم و سلولهای مرده دوباره بازسازی شدند.
💡 وتمنح الهندسة المعمارية بعض اللمحات الخيالية للماضي، كما تُعد المدينة مركزًا ثقافيًا هامًا وجنة للمتسوقين.
معماری این شهر، نگاهی اجمالی و خارقالعاده به گذشته ارائه میدهد و این شهر یک مرکز فرهنگی مهم و بهشتی برای خریداران است.
💡 مسحت الأم وجنة طفلها برفق بعد أن سقط على الأرض أثناء اللعب.
مادر پس از اینکه فرزندش هنگام بازی به زمین افتاد، گونهاش را به آرامی پاک کرد.
💡 جلست الفتاة قرب النافذة، والضوء ينعكس على وجنة وجهها الهادئ.
دختر نزدیک پنجره نشسته بود و نور از چهره آرام او منعکس میشد.
💡 إلى خلايا وجنة الإنسان وخلايا الميتة ووجدتها تتحرك
من سلولهای گونه انسان و سلولهای مرده را در حال حرکت یافتم.
💡 احمرّت وجنة الشاب عندما سمع كلمات الثناء أمام الجميع.
گونههای مرد جوان وقتی کلمات ستایش را در حضور همه شنید، سرخ شد.