وَالتمثيل

🌐 و نمایندگی

این واژه به معنی نمایش، مثال آوردن، شبیه‌سازی یا تجسم دادن چیزی است. در برخی زمینه‌ها، به اجرای نمایشی نیز گفته می‌شود و در منطق و زبان‌شناسی هم به معنای مثال‌زدن به کار می‌رود. در فارسی برابر آن «تمثیل»، «نمایش» یا «مثال» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و بازیگری

📌 و نماینده

📌 ارگان نماینده

جمله سازی با وَالتمثيل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يحتاج والتمثيل الجيد إلى موهبةٍ، وتدريبٍ طويلٍ، وفهمٍ عميقٍ للشخصية.

بازیگری خوب نیازمند استعداد، آموزش گسترده و درک عمیق از شخصیت است.

💡 ‬وتوظيف أكثر مساحة‬ ‫فنونهم من الغناء والتمثيل والرسم من اجل أعالء شأنها‪

و از هنرهای خود، مانند آواز، بازیگری و نقاشی، بیشتر برای ارتقای جایگاه خود استفاده کنند.

💡 أصبح والتمثيل وسيلةً مؤثرةً لنقل القصص الإنسانية إلى الجمهور بطريقة حية ومقنعة.

بازیگری به ابزاری مؤثر برای انتقال داستان‌های انسانی به عموم مردم به شیوه‌ای واضح و جذاب تبدیل شده است.

💡 عرضت الفرقة المسرحية فنونًا جديدة جمعت بين الموسيقى والتمثيل والرقص.

این گروه تئاتر، هنرهای جدیدی را ارائه می‌داد که ترکیبی از موسیقی، بازیگری و رقص بود.

💡 جذب الفيلم المشاهدين بفضل والتمثيل القوي والإخراج المتقن والموسيقى المناسبة.

این فیلم به لطف بازیگری قوی، کارگردانی ماهرانه و موسیقی مناسب، بینندگان را به خود جذب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران