استشعر

🌐 حس

از ریشه «شعر» به معنای درک کردن و احساس کردن است و معمولاً یعنی چیزی را با حس و دریافت درونی فهمیدن یا به‌طور ناخودآگاه احساس کردن. در برخی متون، استشعر به معنای «پوشیدن جامه‌ای به نام شِعار» هم آمده، ولی در مفهوم عمومی‌تر، «دریافت و احساس درونی» را می‌رساند.

فعل (verb)

📌 حس

📌 احساس

📌 ادراک کردن

جمله سازی با استشعر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استشعر الطالبُ المسؤولية حين أُعلن عن موعد الامتحان النهائي.

وقتی تاریخ امتحان پایان ترم اعلام شد، دانش آموز احساس مسئولیت کرد.

💡 وهذه هي مشكلتي لاني لا استشعر هذا.

مشکل من اینه که این حس رو ندارم.

💡 استشعر الموظفُ التغييرَ في أسلوب الإدارة بعد الاجتماع الجديد.

کارمند پس از جلسه جدید، تغییر در سبک مدیریت را حس کرد.

💡 استشعر الطبيبُ خطورة الحالة فور دخوله غرفة المريض.

دکتر به محض ورود به اتاق بیمار، وخامت اوضاع را حس کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران