نفح
🌐 نسیم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نفس کشید
📌 نوئه
جمله سازی با نفح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الطيب نفح للعطر العربي يملأ المجلس أثناء استقبال الضيوف.
بوی عطر عربی هنگام پذیرایی از مهمانان، فضا را پر کرده بود.
💡 تميزت الحديقة بـ الطيب نفح أزهارها في الصباح الباكر بعد المطر.
این باغ به خاطر عطر دلانگیز گلهایش در اوایل صبح پس از باران، متمایز بود.
💡 انتشر الطيب نفح من المخبز القريب، فشعر المارة بالجوع فورًا.
عطر دلپذیری از نانوایی مجاور به مشام میرسید و رهگذران فوراً احساس گرسنگی میکردند.
💡 كان نفح الورد في السوق كافيًا ليجذب الزبائن من مسافة بعيدة.
عطر گل رز در بازار به اندازه ای بود که از فاصله دور مشتریان را به خود جذب کند.
💡 شعر المسافر نفح هواءٍ باردٍ عند فتح باب الحافلة في الصباح.
صبح که در اتوبوس باز شد، مسافر وزش باد سردی را احساس کرد.
💡 وصل نفح العطر من الحديقة إلى الشرفة فانتعش الجوّ الجميل.
بوی عطر باغ به بالکن میرسید و فضای زیبا را تازه میکرد.