ناجم
🌐 نجم
صفت (adjective)
📌 ناشی از
دیکشنری عربی به فارسی
📌 به دلیل
جمله سازی با ناجم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الخلاف ناجم عن سوء فهم بسيط بين الجارين.
این اختلاف ناشی از یک سوءتفاهم ساده بین دو همسایه بود.
💡 وثمة قصور إحصائي آخر ناجم عن تجزُّؤ أسواق السلع الأساسية.
یکی دیگر از کاستیهای آماری ناشی از چندپارگی بازارهای کالا است.
💡 أُغلق الطريق بسبب حريق ناجم من تماس كهربائي في المبنى القديم.
جاده به دلیل آتشسوزی ناشی از اتصال کوتاه برق در ساختمان قدیمی بسته شده بود.
💡 هذا السعر ناجم عن قربه من الشاطئ والطلب على العقارات الشاطئية، وتكلفة الأرض، وتطوير الأفراد الخاضعين للرقابة.
این قیمت به دلیل نزدیکی به ساحل و تقاضا برای املاک ساحلی، هزینه زمین و توسعه کنترلشده توسط افراد است.
💡 ظهرت المشكلة ناجم من تأخر الشحنات عن الوصول في الوقت المحدد.
این مشکل به دلیل نرسیدن به موقع محمولهها به وجود آمد.
💡 إن ثراء أميركا النسبي ناجم مباشرة عن حالتها الراهنة بوصفها قوة عظمى.
ثروت نسبی آمریکا نتیجه مستقیم جایگاه فعلی آن به عنوان یک ابرقدرت است.