مونا
🌐 مونا
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مونا
📌 ماونا
جمله سازی با مونا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضرت مونا الاجتماع ودوّنت كل الملاحظات بعناية شديدة.
مونا در جلسه شرکت کرد و یادداشتهای بسیار دقیقی برداشت.
💡 ساعدت مونا جارتها في ترتيب المنزل قبل قدوم الضيوف.
مونا به همسایهاش کمک کرد تا قبل از رسیدن مهمانها، خانه را مرتب کند.
💡 ففي المناطق الاستوائية، مثل قمة جبل مونا لوا، تبقى درجات الحرارة مستقرة على مدار العام.
در مناطق گرمسیری، مانند قله ماونا لوا، دما در طول سال پایدار میماند.
💡 يمكنك مقابلة مونا في المستشفى خلال نصف ساعة.
نیم ساعت دیگه میتونی مونا رو تو بیمارستان ببینی.
💡 كانت مونا تقرأ كتابًا جديدًا في الحديقة عند الغروب.
مونا هنگام غروب آفتاب در باغ مشغول خواندن کتاب جدیدی بود.
💡 أحصل ع التذاكر، يا فتى وأخذ مونا لموعد هذه الليلة.
بلیطها رو بگیر پسر، و امشب مونا رو ببر یه قرار.