ممض

🌐 دردناک

ممض واژه‌ای کم‌کاربرد است و غالباً با معنای «مُهرشده، امضا شده، تأییدشده» مرتبط دانسته می‌شود، چون به ریشه‌ای نزدیک به «مضاء / امضاء» مربوط می‌شود. در برخی کاربردها نیز می‌تواند به «نافذ، سخت، مؤثر» اشاره کند. معنی دقیق آن به متن بسیار وابسته است.

صفت (adjective)

📌 قفسه بندی

📌 خرد کردن

جمله سازی با ممض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعر الموظف أن النقاش مع الإدارة أصبح ممض ًّا وطويلًا بلا نتيجة.

کارمند احساس کرد که بحث با مدیریت خسته‌کننده، طولانی و بی‌نتیجه شده است.

💡 كان الانتظار في الطابور ممض ًّا بسبب الحر الشديد وكثرة المراجعين.

به دلیل گرمای شدید و تعداد زیاد افراد منتظر، انتظار در صف طاقت‌فرسا بود.

💡 وصف الأبُ السفرَ الطويل بأنه أمرٌ ممض ٌّ لكنه ضروري هذه المرة.

پدر این سفر طولانی را دردناک اما این بار ضروری توصیف کرد.