مکتبة لبيع الکتب

🌐 کتابفروشی

یعنی «کتاب‌فروشی»؛ به‌طور دقیق‌تر «مکانی برای فروش کتاب‌ها».

جمله سازی با مکتبة لبيع الکتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افتُتحت مکتبة لبيع الکتب قرب المدرسة لتسهيل شراء المراجع على الطلاب.

یک کتابفروشی در نزدیکی مدرسه افتتاح شد تا خرید منابع مرجع برای دانش‌آموزان آسان‌تر شود.

💡 دخلتُ مکتبة لبيع الکتب أبحث عن روايةٍ قديمة لم أجدها في المتاجر الأخرى.

وارد یک کتابفروشی شدم و دنبال یک رمان قدیمی می‌گشتم که در فروشگاه‌های دیگر پیدا نمی‌کردم.

💡 تحافظ مکتبة لبيع الکتب هذه على أسعارٍ مناسبة وتستقبل الزبائن يوميًا بكل ترحيب.

این کتابفروشی قیمت‌های مناسبی را حفظ می‌کند و روزانه از مشتریان استقبال می‌کند.