مستنقع

🌐 باتلاق

«مستنقع» یعنی باتلاق، آبگیرِ راکد، یا محل جمع‌شدن آبِ کم‌عمق و ساکن. این واژه هم به معنای واقعیِ جغرافیایی به کار می‌رود و هم گاهی به‌صورت مجازی برای وضعیتی آلوده، راکد یا دشوار استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 باتلاق

📌 مرداب

📌 برکه

📌 مور

📌 منجلاب

جمله سازی با مستنقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علقت السيارة في مستنقع بالقرب من الطريق الريفي.

ماشین در باتلاقی نزدیک جاده روستایی گیر کرد.

💡 ‫ولكن مين هو أصبح وجهه‬ ‫ً‬ ‫الرائحة الكريهة‬ ‫واكتشفنا الحقًا أنّنا قد مررنا ببقعة مستنقع باألسفل م ّما جعل ّ‬ ‫تأتي إلى األعلى‪.

اما صورت مین هو بوی بدی گرفت و ما در واقع متوجه شدیم که از یک نقطه باتلاقی در پایین عبور کرده‌ایم و همین باعث بالا آمدن آن شده است.

💡 تجنبنا السير في مستنقع خوفًا من الانزلاق.

از ترس لیز خوردن، از راه رفتن در باتلاق خودداری می‌کردیم.

💡 تجمعت المياه حول البيت حتى أصبحت الأرض مستنقع صغيرًا.

آب دور خانه جمع شد تا اینکه زمین به یک باتلاق کوچک تبدیل شد.

💡 ‫أيها العاملُ‬ ‫ضلو مستنقع ادلوت‬ ‫مساء ِ‬ ‫احلزف.

ای کارگر، تو امشب در باتلاق مرگ سرگردان شده‌ای.

💡 ورميت تلك الجثث في مستنقع "غيتور بوغ" لحماية أمي.

آن اجساد برای محافظت از مادرم به باتلاق «گتور» انداخته شدند.

کلمات مرتبط