لحج

🌐 لحج

«لحج» در عربی نامِ یک منطقه و استان مشهور در یمن است و به‌عنوان اسم خاص بسیار شناخته می‌شود. همچنین در بعضی متون ممکن است به معنای گرایش، میل، یا پناه بردن نیز مرتبط با ریشهٔ «ل ح ج» باشد، اما کاربرد اصلی و شناخته‌شدهٔ آن بیشتر همان نام مکان است. در فارسی معمولاً آن را «لحج» می‌خوانند و به‌عنوان اسم جغرافیایی به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لحج

📌 زیارت

📌 حج

📌 لاهیج

📌 لاهج

جمله سازی با لحج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحدّثَ المزارعُ عن أرضِ لحجٍ الخصبةِ وإنتاجِها الزراعيِّ المعروفِ.

کشاورز درباره زمین حاصلخیز لحج و محصولات کشاورزی معروف آن صحبت کرد.

💡 بلغ عدد الحجاج القادمين من الخارج لحج هذا العام منذ بدء القدوم حتى نهاية يوم أمس الاثنين (691.283) حاجاً.

تعداد زائرانی که از خارج از کشور برای حج امسال وارد شده‌اند، از ابتدای ورود تا پایان دیروز، دوشنبه، به (۶۹۱۲۸۳) زائر رسید.

💡 وقد احتجز لأكثر من أسبوع في أحد سجون محافظة لحج (جنوب العاصمة) قبل أن يتم تسليمه إلى القوى الأمنية.

او بیش از یک هفته در زندانی در استان لحج (جنوب پایتخت) نگهداری شد و سپس به نیروهای امنیتی تحویل داده شد.

💡 زارَ الصديقُ مدينةَ لحجِ لأول مرةٍ وأعجبَهُ هدوؤها وجمالُ شوارعِها.

آن دوست برای اولین بار از شهر لحج بازدید کرد و تحت تأثیر آرامش و زیبایی خیابان‌های آن قرار گرفت.

💡 تظهر خريطة مخاطر الألغام هذه مناطق في لحج يبدو أنها مازالت ملوثة بألغام أرضية ومتفجرات أخرى من مخلفات الحرب.

این نقشه خطر مین، مناطقی را در لحج نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد هنوز آلوده به مین‌های زمینی و سایر بقایای انفجاری جنگ هستند.

💡 سافرَ الحاجُّ إلى لحجِ لزيارةِ أقاربهِ في العطلةِ الصيفيةِ.

حاجی در تعطیلات تابستانی برای دیدار اقوام خود به لحج سفر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران