کبد
🌐 کبد
«کبد» در عربی به معنای جگر یا اندام کبد است که یکی از اعضای مهم بدن بهشمار میآید. در زبان عربی و حتی در برخی کاربردهای ادبی، این واژه گاهی بهصورت استعاری برای نشان دادن رنج، درونیترین بخش وجود، یا سختی و زحمت شدید نیز استفاده میشود.
جمله سازی با کبد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نصحها الطبيب بحمية خاصة لأن كبد ها يحتاج إلى راحة وعناية.
پزشک به او توصیه کرد که رژیم غذایی خاصی را رعایت کند زیرا کبدش نیاز به استراحت و مراقبت دارد.
💡 خرج العامل صباحا إلى موقع البناء قبل وصول الشمس إلى كبد السماء.
کارگر صبح قبل از اینکه خورشید به اوج خود برسد، به محل ساخت و ساز رفت.
💡 يحتوي الجسم على كبد يؤدي دورًا مهمًا في تنقية الدم من السموم.
بدن حاوی کبد است که نقش مهمی در تصفیه خون از سموم دارد.
💡 في المستشفى، فحص الطبيب كبد المريض بعد ظهور نتائج غير طبيعية في التحاليل.
در بیمارستان، پزشک پس از مشاهده نتایج غیرطبیعی آزمایش، کبد بیمار را معاینه کرد.