قلبها فخفق
🌐 قلبش به تپش افتاد
این عبارت بهنظر میرسد بخشی از جملهای عربی باشد که در آن «فَخَفَقَ» به معنی «پس به تپش افتاد / لرزید / تپید» آمده است؛ بنابراین مفهوم کلی میتواند «قلبِ او تپید» یا «دلش به لرزه افتاد» باشد، هرچند شکل نوشتهشده کامل و استاندارد نیست.
جمله سازی با قلبها فخفق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دخلتِ القاعةَ بثقةٍ، لكن قلبها فخفق قليلًا عندما التفتَ الجميعُ إليها.
او با اعتماد به نفس وارد سالن شد، اما وقتی همه برگشتند و به او نگاه کردند، قلبش کمی لرزید.
💡 عندَ سماعِ الخبرِ السعيدِ، قلبها فخفق وكأنها تسمعُ نبضًا جديدًا في صدرها.
با شنیدن این خبر خوب، قلبش به تپش افتاد، گویی ضربان جدیدی در سینهاش میپیچید.
💡 عندما رأتِ الطفلَ يعودُ إلى أمهِ، قلبها فخفق بسرعةٍ من شدةِ التأثر.
وقتی دید که کودک به سوی مادرش بازگشت، قلبش از شدت هیجان به تپش افتاد.