قرقع
🌐 کرک
«قَرْقَعَ» به معنی تقتق کردن، صدا دادنِ چیزی خشک و سخت، یا به صدا درآوردن است. این واژه برای صداهایی مثل برخورد قطعات سخت، لرزش ظرفها، یا صدای خشک و پیدرپی بهکار میرود. در فارسی هم مفهوم آن نزدیک به «قرچقرچ» یا «تقتق» است.
فعل (verb)
📌 ترد
📌 تق تق کردن
📌 گابل
جمله سازی با قرقع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان صوت قرقع السلاح في الفيلم مزعجًا ومخيفًا.
صدای تقتق اسلحه در فیلم آزاردهنده و ترسناک بود.
💡 سمعنا قرقع الأواني الزجاجية عندما سقط أحدها على الأرض.
صدای به هم خوردن ظروف شیشهای را شنیدیم که یکی از آنها روی زمین افتاد.
💡 وبعدمص ارتعح ل قرقع العصب وهي لربلقح خلاهص أبلبق العنبصن لحمصسبح
و بعد از مکیدن، لرزید و عصبش ترک خورد، و این به خاطر واکسیناسیون بود...