فاقم
🌐 تشدید شده
فعل (verb)
📌 تشدید کردن
📌 مرکب
جمله سازی با فاقم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوء التخطيط فاقم الخسائر في المشروع خلال الأشهر الأخيرة.
برنامهریزی ضعیف، ضررهای پروژه را در ماههای اخیر تشدید کرد.
💡 أثارت الأخبار المتأخرة توترًا جديدًا فاقم الخلاف بين الطرفين.
این خبر که با تأخیر منتشر شد، تنشهای جدیدی را برانگیخت که اختلاف بین دو طرف را تشدید کرد.
💡 أدى اندلاع حرب عملات بين الخصوم اليمنيين إلى انهيار قيمة الريال، ما فاقم من الأزمة الإنسانية التي دفعت بالفعل بالملايين إلى حافة المجاعة بعد خمس سنوات من الصراع.
وقوع جنگ ارزی بین رقبای یمنی منجر به سقوط ارزش ریال شده و بحران انسانی را که پس از پنج سال درگیری میلیونها نفر را به آستانه قحطی رسانده، تشدید کرده است.
💡 إهمال العلاج قد فاقم المشكلة الصحية وجعل الشفاء أصعب من قبل.
بیتوجهی به درمان، مشکل سلامتی را تشدید کرده و بهبودی را دشوارتر از قبل ساخته است.
💡 وقد فاقم النزاع الاتجاهات السائدة من قبل.
این درگیری روندهای موجود را تشدید کرده است.
💡 وأكد أن هذا قد أجج التوترات الإقليمية وأطال أمد الحرب التي دخلت الآن عامها الخامس، كما فاقم من معاناة الشعب داخل اليمن.
او تأکید کرد که این امر به تنشهای منطقهای دامن زده و جنگ را که اکنون وارد پنجمین سال خود شده است، طولانیتر کرده و رنج مردم داخل یمن را تشدید کرده است.