ٱلاول

🌐 اول

یعنی «نخست، اول، مقدم» و برای چیزی که در آغاز قرار دارد یا از همه پیش‌تر است به کار می‌رود. این واژه هم در ترتیب زمانی و هم در رتبه و مقام استفاده می‌شود. در فارسی معمولاً «اول»، «نخستین» یا «آغازین» ترجمه می‌شود.

جمله سازی با ٱلاول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إن لا تتأخر عن الموعد، سيبقى الانطباع الأول عنك جيدًا.

اگر برای قرار ملاقات دیر نکنید، اولین برداشت از شما خوب باقی خواهد ماند.

💡 ظهر تنب صغير في الحقل بعد المطر الأول في بداية الربيع.

جوانه کوچکی پس از اولین باران در آغاز بهار در مزرعه ظاهر شد.

💡 قرأ القارئ الاهداء قبل أن يبدأ الفصل الأول من الرواية.

خواننده قبل از شروع فصل اول رمان، تقدیم‌نامه را می‌خواند.

💡 ظهر الطبيب الأول في قائمة المتحدثين خلال المؤتمر العلمي.

اولین پزشک در فهرست سخنرانان کنفرانس علمی ظاهر شد.

💡 اختار المدير الأول بين المتقدمين لأنه يمتلك خبرة طويلة.

مدیر، کاندیدای اول را انتخاب کرد زیرا او تجربه زیادی داشت.

💡 جلست االنسة في الصف الأول تتابع العرض بعناية واهتمام.

خانم جوان در ردیف اول نشسته بود و با دقت و توجه نمایش را تماشا می‌کرد.

💡 الفشل الأول لا ينبغي أن تحبط طموحك في الوصول إلى الهدف.

اولین شکست نباید شما را از تلاش برای رسیدن به هدف دلسرد کند.

💡 اخترتُ الذي الأول من القائمة لأنه الأنسب للموعد.

من اولین مورد را از لیست انتخاب کردم چون برای آن تاریخ مناسب‌ترین بود.

💡 تتولوا تنظيم الحفل بعد أن اعتذر المسؤول الأول عن الحضور.

شما پس از اینکه مسئول برگزاری مراسم عذرخواهی کرد که نتوانسته‌اید در آن شرکت کنید، مسئولیت برگزاری آن را بر عهده گرفتید.

💡 كنتُ واثقًا أنك تفوز بالمركز الأول بعد هذا الأداء المتميز.

من مطمئن بودم که بعد از این اجرای فوق‌العاده، مقام اول را کسب خواهید کرد.

💡 تذکرت كلما رأيتَ البحرُ قصةَ السفر الأول مع العائلة في الصيف.

هر بار که دریا را می‌دیدم، داستان اولین سفرم با خانواده در تابستان را به یاد می‌آوردم.

💡 كان الأول من وصل إلى القاعة هو المعلم الجديد.

اولین کسی که به سالن رسید، معلم جدید بود.

کلمات مرتبط