صلط
🌐 نمک
«صلط» واژهای نادر در عربی است و در برخی منابع به معنی براق، صاف یا لغزشدار آمده و گاهی در کاربردهای لغوی به سختی یا درشتی اشاره میکند. این واژه چندان رایج نیست و بسته به منبع، ممکن است معانی نزدیک به «سخت»، «لغزنده» یا «صاف» داشته باشد. اگر در متن خاصی آمده باشد، معنی دقیقش به همان سیاق بستگی دارد.
جمله سازی با صلط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا الرجل صلط اللسان في حديثه مع الضيوف دون مراعاة لآداب المجلس.
به نظر میرسید که آن مرد بدون توجه به آداب معاشرت، با مهمانان بیادبانه صحبت میکرد.
💡 تجنّب المدير الموظف صلط الطباع الذي يثير الجدل بلا فائدة.
مدیر از کارمند بدخلق که جنجالهای بیموردی به پا میکرد، دوری کرد.
💡 وصفه الناس بأنه صلط حين يرفع صوته في النقاشات.
مردم وقتی در بحثها صدایش را بالا میبرد، او را بیادب توصیف میکردند.