رشاشة

🌐 سمپاش

مؤنث یا اسم ابزار از ریشه «رشّ» است و به چیزی گفته می‌شود که می‌پاشد یا افشانه‌وار پخش می‌کند؛ در فارسی می‌تواند به «افشانک»، «آب‌پاش» یا «پاشنده» نزدیک باشد.

اسم (noun)

📌 دستگاه

📌 مسلسل

📌 ماشین دستی

جمله سازی با رشاشة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وضعت الأسرة رشاشة ماء قرب النافذة لتخفيف الغبار.

خانواده برای کاهش گرد و غبار، یک اسپری آب نزدیک پنجره قرار دادند.

💡 تحتوي كل طائرة على أربعة مدافع رشاشة ويمكنها أيضًا إسقاط القنابل.

هر هواپیما چهار مسلسل دارد و می‌تواند بمب نیز پرتاب کند.

💡 ثم يصوّر قريته بفخر، مظهراً شوارع يغطيها الوحل وسيارات بالية تجرها أحصنة وأولاد حضانة يلوّحون ببنادق رشاشة صغيرة.

او سپس با افتخار روستای خود را به تصویر می‌کشد، خیابان‌های پوشیده از گل، ماشین‌های فرسوده‌ای که با اسب کشیده می‌شوند و کودکان مهدکودکی که مسلسل‌های کوچک را تکان می‌دهند.

💡 استخدم المزارع رشاشة مبيدات لحماية الأشجار من الحشرات.

کشاورز برای محافظت از درختان در برابر حشرات از اسپری آفت‌کش استفاده کرد.

💡 حمل العامل رشاشة صغيرة لتعقيم الأسطح في المكتب.

این کارگر یک اسپری کوچک برای ضدعفونی کردن سطوح در دفتر حمل می‌کرد.

💡 هناك ألمان في الخارج، ببنادق رشاشة ونفدت ذخيرتي

آلمانی‌ها بیرون هستند، با مسلسل، و مهمات من تمام شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران