ذلف
🌐 لجنزار
«ذَلَف» یا «ذُلف» در عربی بسته به کاربرد میتواند به نزدیکی، قرب، یا جلو بودن اشاره داشته باشد؛ همچنین در برخی کاربردها با «پیشانی» یا «جلوِ صورت» نیز مرتبط دانسته شده است. با این حال، این واژه از ریشه «ذ ل ف» میآید و معنای اصلیاش نزدیکی یا نزدیک شدن است. در متنهای قدیم ممکن است معانی ظریفتری هم داشته باشد.
جمله سازی با ذلف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انتبهَ المصوِّرُ إلى ذلفِ الوجهِ عندَ التقاطِ الصورةِ من الجانب.
عکاس هنگام گرفتن عکس از پهلو، متوجه کجی صورت شد.
💡 كانَ ذلفٌ واضحٌ في أنفهِ يجعلهُ مميزًا بينَ الناس.
او ته ریش قابل توجهی روی بینیاش داشت که او را در بین مردم متمایز میکرد.
💡 وصفَ الطبيبُ شكلَ الأنفِ بأنهُ ذلفٌ بسيطٌ لا يحتاجُ إلى علاج.
پزشک، شکل بینی را یک بینی ساده کج توصیف کرد که نیازی به درمان ندارد.