خزج

🌐 خزاج

واژه‌ای کم‌کاربرد است و در برخی معاجم به معانی مربوط به «بیرون‌زدن، بیرون آوردن، یا برآمدگی» اشاره دارد؛ فهم دقیق آن به متن و منبع وابسته است و در کاربرد روزمره بسیار نادر است.

جمله سازی با خزج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظ المزارع خزج الماء حول الحقل بعد هطول المطر الغزير.

کشاورز متوجه شد که پس از باران شدید، آب در اطراف مزرعه نفوذ می‌کند.

💡 تركت الأحذية خزج صغيرة على الممر الحجري المبلل.

کفش‌ها خراش‌های کوچکی روی مسیر سنگی خیس به جا گذاشتند.

💡 ظهرت على الأرض آثار خزج واضحة بعد مرور السيارة فوق الطين.

پس از عبور ماشین از روی گل، آثار واضحی از لکه روی زمین ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران