حميم

🌐 صمیمی

«حَمیم» در عربی به معنای آب بسیار داغ، جوشان و سوزان است؛ در متون دینی و ادبی نیز گاهی برای توصیف مایعی به‌کار می‌رود که شدت گرما و آزاردهندگی دارد. از سوی دیگر، این واژه در کاربردهای مجازی می‌تواند به معنای دوست نزدیک، صمیمی و بسیار صادق نیز بیاید، هرچند معنای اصلی و مشهور آن همان «آب بسیار گرم» است. بنابراین «حميم» هم بار حسیِ گرما و سوزندگی دارد و هم در برخی زمینه‌ها دلالت بر نزدیکی و صمیمیت می‌کند.

اسم (noun)

📌 دوست پسر

📌 گرم

صفت (adjective)

📌 صمیمی

📌 بستن

📌 دل انگیز

📌 دوستانه

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 سینه

جمله سازی با حميم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذا اللقاءُ خلقَ جوًّا حميمًا جعل الجميع يتحدثون براحةٍ وصدق.

این جلسه فضای گرمی ایجاد کرد که باعث شد همه راحت و صادقانه صحبت کنند.

💡 شعرَ الزوّارُ بعلاقةٍ حميمٍ بينهم بعد سنواتٍ من العمل المشترك.

بازدیدکنندگان پس از سال‌ها همکاری، احساس ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتند.

💡 يمكن لجمع صغير حميم من الأصدقاء أن يجلب إحساساً بالراحة والفرح.

یک جمع کوچک و صمیمی از دوستان می‌تواند حس راحتی و شادی را به ارمغان بیاورد.

💡 ‬القطيع ماء حميم ّ‬ ‫يقطع امعاءك ان اقتطعت‬ ‫نفسك منه‪

گله، آبی گرم و مرطوب است که اگر از آن جدا شوی، روده‌هایت را پاره می‌کند.

💡 جلستُ في الغرفة لأن الجوَّ كان حميمًا ودافئًا بعد هطول المطر.

من در اتاق نشستم چون فضا بعد از باران دنج و گرم بود.

کلمات مرتبط