بإصلاح

🌐 تعمیر

این واژه همان «إصلاح» است که در آغاز با «بِـ» آمده و معنی با اصلاح، به‌وسیلهٔ اصلاح، از راه درست‌کردن می‌دهد. «إصلاح» یعنی ترمیم، بهبود، آشتی دادن یا سامان دادن. در نتیجه «بإصلاح» به عملی اشاره دارد که هدفش بهتر کردن یا سامان دادن چیزی است.

اسم (noun)

📌 توانبخشی

📌 اصلاح

فعل (verb)

📌 توانبخشی کردن

📌 اصلاح کردن

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 توانبخشی شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اصلاحات

جمله سازی با بإصلاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كَلَّفْتُم العاملَ بإصلاح العطل بسرعة حتى لا يتأخر تسليم الطلبية.

شما به کارگر دستور دادید که مشکل را سریع برطرف کند تا تحویل سفارش به تعویق نیفتد.

💡 كانت المشكلة واضحة قد النه عندما بدأ العمال بإصلاح الطريق.

مشکل از همان زمانی که کارگران شروع به تعمیر جاده کردند، آشکار بود.

💡 بدأ العامل بإصلاح العجلة التالفة قبل موعد انطلاق الحافلة بدقائق قليلة.

کارگر چند دقیقه قبل از حرکت اتوبوس، تعمیر چرخ آسیب‌دیده را آغاز کرد.

💡 بدأ الفني بإصلاح جهاز الحاسوب بعد أن توقّف عن العمل فجأة.

تکنسین پس از اینکه کامپیوتر ناگهان از کار افتاد، شروع به تعمیر آن کرد.

💡 وعدها أخوها بإصلاح الهاتف خلال يومين، لأن المشكلة كانت بسيطة وتحتاج فقط إلى قطعة صغيرة.

برادرش قول داد که ظرف دو روز گوشی را تعمیر کند، زیرا مشکل ساده بود و فقط به یک قطعه کوچک نیاز داشت.

💡 اهتمت البلدية بإصلاح الشوارع المتضررة بعد هطول الأمطار الغزيرة.

شهرداری پس از بارندگی شدید، خیابان‌های آسیب‌دیده را تعمیر کرد.

💡 وعدت المؤسسة بإصلاح بعض الأخطاء الإدارية التي أثرت في الموظفين.

این سازمان قول داد برخی از خطاهای اداری که بر کارمندان تأثیر گذاشته بود را برطرف کند.

💡 بعد العواصف، بدأت فرق الطوارئ بإصلاح الأعطال وإزالة الأشجار المكسورة.

پس از طوفان، نیروهای امدادی شروع به تعمیر خسارات و برداشتن درختان شکسته کردند.

💡 اشترتْ خيتًا جديدًا من السوق، ثم بدأت بإصلاح الملابس الصغيرة في البيت.

او یک نخ جدید از بازار خرید، سپس شروع به رفو کردن لباس‌های کوچک در خانه کرد.

💡 قام العامل سريع بإصلاح العطل قبل أن يتوقف الإنتاج في المصنع.

کارگر قبل از اینکه تولید در کارخانه متوقف شود، به سرعت نقص را برطرف کرد.

کلمات مرتبط