المثلج

🌐 یخ زده

«المثلج» یعنی «برف‌زا، یخ‌زن، سردکننده» و در کاربردهای مختلف می‌تواند به چیزی اشاره کند که باعث سردی یا یخ‌زدگی می‌شود. در برخی زمینه‌ها، مانند نوشیدنی یا هوا، به معنی «خنک‌کننده» یا «برفی» هم می‌آید. اگر در متن خاصی باشد، ممکن است معنای دقیق‌تری پیدا کند.

اسم (noun)

📌 یخ شکن

صفت (adjective)

📌 یخی

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 یخ زده

📌 برفی

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 یخ زده

📌 سرد شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 یخ

جمله سازی با المثلج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الجو المثلج في الصباح قاسياً، فارتدى الناس ملابس ثقيلة قبل الخروج.

هوای برفی صبح خیلی شدید بود، بنابراین مردم قبل از بیرون رفتن لباس‌های ضخیم پوشیدند.

💡 استمتع الأطفال بالطقس المثلج لأنهم صنعوا رجل ثلج في الحديقة.

بچه‌ها از هوای برفی لذت بردند چون در باغ آدم برفی درست کردند.

💡 غطى الهواء المثلج الشوارع، وأصبح السير على الأرض أكثر صعوبة من المعتاد.

هوای یخ زده خیابان ها را پوشانده بود و راه رفتن روی زمین دشوارتر از همیشه شده بود.

💡 لا يوجد شيء أفضل من نكهة شراب البرتقال المثلج في يوم قائظ.

هیچ چیز بهتر از طعم آب پرتقال یخ زده در یک روز گرم نیست.

💡 ‬وهذا يعني تالال صغيرة من‬ ‫األبيض المثلج تقفل المسارات االعتيادي ة في‬ ‫بعض األحي ان‪

این یعنی تپه‌های کوچک سفید برفی گاهی اوقات مسیرهای معمول را مسدود می‌کنند.

💡 للتحلية، استمتعنا بمشروب الكمثرى المثلج الذي كان لذيذًا جداً.

برای دسر، از یک نوشیدنی گلابی یخی لذت بردیم که بسیار خوشمزه بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران