البنية
🌐 ساختار
اسم (noun)
📌 ساختار
📌 معماری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 زیرساخت
جمله سازی با البنية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بالنسبة إلی زيمبابوي، يحتاج التعليم إلى دعم أكبر وتحسين في البنية التحتية.
برای زیمبابوه، آموزش و پرورش به حمایت بیشتر و زیرساختهای بهبود یافته نیاز دارد.
💡 تطويرُ البنية التحتية يساعد المدنَ على النمو بشكلٍ أفضل.
توسعه زیرساختها به شهرها کمک میکند تا بهتر رشد کنند.
💡 يعتمد نجاح المشروع على قوة البنية التنظيمية والإدارية.
موفقیت پروژه به قدرت ساختار سازمانی و اداری بستگی دارد.
💡 ناقشت حاكِمتين مع الخبراء برنامجًا لتحديث البنية التحتية وتحسين جودة الخدمات الأساسية.
دو فرماندار با کارشناسان در مورد برنامهای برای نوسازی زیرساختها و بهبود کیفیت خدمات اساسی گفتگو کردند.
💡 بدأت المؤسسة مشروع تنمية محلية لتحسين البنية التحتية في القرية.
این سازمان یک پروژه توسعه محلی را برای بهبود زیرساختهای روستا آغاز کرد.
💡 ألعق رقبته حيث الصبغات البنية الصغيرة كحبات السمسم
گردنش را لیس میزنم، جایی که رنگدانههای قهوهای کوچک مثل دانههای کنجد هستند.
💡 درست المهندسة البنية الإنشائية للجسر قبل تنفيذ الترميم.
مهندس قبل از انجام مرمت، سلامت سازهای پل را بررسی کرد.
💡 أعلنت الشركة تخصيص ميزانية كبيرة لتحديث البنية التحتية الرقمية.
این شرکت از اختصاص بودجهای کلان برای ارتقای زیرساختهای دیجیتال خود خبر داد.
💡 تحتاج البنية التحتية إلى صيانة دورية لتبقى فعّالة.
زیرساختها برای حفظ کارایی خود نیاز به نگهداری منظم دارند.
💡 هذه المنطقة تشهد تطوراً ملحوظاً في البنية التحتية خلال السنوات الأخيرة.
این منطقه در سالهای اخیر شاهد توسعه چشمگیر زیرساختهای خود بوده است.