الاستراحة

🌐 استراحت

«الاستراحة» به معنی «استراحت» است؛ یعنی وقفه‌ای برای آرام گرفتن، رفع خستگی، یا تجدید نیرو. این واژه هم می‌تواند به خودِ عمل استراحت کردن اشاره کند و هم به مکانی که برای استراحت در نظر گرفته شده است. در فارسی نیز دقیقاً همین معنا را دارد.

اسم (noun)

📌 استراحت

📌 زنگ تفریح

📌 وقفه

📌 سالن استراحت

جمله سازی با الاستراحة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترى العامل سجارة واحدة فقط أثناء الاستراحة ثم عاد سريعًا إلى عمله.

کارگر در طول استراحت فقط یک سیگار خرید و سپس به سرعت به کارش بازگشت.

💡 أخذَ اللاعبُ الاستراحة القصيرةَ قبلَ العودةِ إلى الملعبِ.

این بازیکن پیش از بازگشت به زمین، استراحت کوتاهی کرد.

💡 بدأت المحاضرة االخری بعد انتهاء الاستراحة مباشرة.

بلافاصله پس از پایان استراحت، سخنرانی بعدی آغاز شد.

💡 يركضُ و الأطفال في ساحة المدرسة وقتَ الاستراحة بحماسٍ كبير.

او و بچه‌ها در زنگ تفریح با شور و شوق زیادی در حیاط مدرسه می‌دوند.

💡 لاحظتُ أن تركيزه تحسن بعد الاستراحة القصيرة.

متوجه شدم که تمرکزش بعد از استراحت کوتاه بهتر شده است.

💡 اشتريتُ من المقهى سندوتشات ساخنةً لتناولها في الاستراحة مع زملائي في العمل اليوم.

من از کافه ساندویچ گرم خریدم تا امروز موقع استراحت با همکارانم سر کار بخورم.

💡 جلس العمال في الحديقة أثناء الاستراحة القصيرة.

کارگران در طول استراحت کوتاه در باغ نشستند.

💡 انتقل الفريق من القاعة إلى اخر إلی مکان من أجل الاستراحة القصيرة.

تیم برای استراحتی کوتاه از یک سالن به سالن دیگر و به مکانی متفاوت نقل مکان کرد.

💡 عادَ الطلاب إلى صفوفهم بعد الاستراحة وهم يتحدثون بحماسٍ عن الامتحان.

دانش‌آموزان پس از زنگ تفریح به کلاس‌هایشان برگشتند و با هیجان درباره امتحان صحبت می‌کردند.

💡 العمال ويکلون خبزًا بسيطًا مع الشاي أثناء الاستراحة القصيرة في الصباح.

کارگران در زمان استراحت کوتاه صبح خود، نان ساده‌ای را با چای می‌خورند.

💡 في مرات السفرِ الطويلةِ نحتاج إلى الاستراحة والترتيب الجيد للوقت.

در طول سفرهای طولانی، باید استراحت کنیم و برنامه‌ریزی خوبی برای زمان خود داشته باشیم.

💡 تناولنا القهوةَ في الاستراحة بينَ المحاضرتينِ.

در زمان استراحت بین دو سخنرانی قهوه خوردیم.

💡 جلسَ الموظفونَ في الاستراحة بعدَ انتهاءِ الاجتماعِ الطويلِ.

کارمندان پس از پایان جلسه طولانی در اتاق استراحت نشستند.

💡 جلس الطلاب في الاستراحة القصيرة ليتناولوا بعض الطعام ثم عادوا إلى القاعة.

دانش‌آموزان در طول استراحت کوتاه نشستند تا کمی غذا بخورند و سپس به سالن برگشتند.

💡 طلب السائق التوقف عند مراحض الاستراحة أثناء الرحلة الطويلة.

راننده درخواست کرد که در طول سفر طولانی در توالت‌های محل استراحت توقف کند.

💡 يفضّل بعض الناس الاستراحة بالشاي بعد الغداء بدلًا من القهوة.

بعضی افراد ترجیح می‌دهند بعد از ناهار به جای قهوه، چای بنوشند و استراحت کنند.

💡 أكلتُ ساندويشًا سريعًا بين المحاضرتين لأن وقت الاستراحة كان قصيرًا.

بین دو جلسه سخنرانی، چون زمان استراحت کوتاه بود، سریع یک ساندویچ خوردم.

💡 اعتاد الموظفون أن أكل في الاستراحة داخل غرفة صغيرة مخصصة لذلك.

کارکنان قبلاً در طول استراحت در اتاق کوچکی که برای این منظور تعیین شده بود، غذا می‌خوردند.

💡 أخذ العمال الاستراحة بعد ساعات طويلة من العمل الشاق تحت الشمس.

کارگران پس از ساعت‌ها کار سخت زیر آفتاب، استراحت کردند.

💡 ٱستويتم على الأرض لحظة الاستراحة بعد المشي الطويل في الصحراء.

بعد از پیاده‌روی طولانی در بیابان، برای لحظه‌ای استراحت روی زمین دراز می‌کشی.

💡 قد يوتين الناس الاستراحة القصيرة عندما يكون التعب شديدًا ويحتاجون إلى تجدد النشاط.

افراد ممکن است وقتی خیلی خسته هستند و نیاز به تجدید قوا دارند، استراحت کوتاهی داشته باشند.

کلمات مرتبط