دلگون

لغت نامه دهخدا

دلگون. [ دَ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. واقع در 13هزارگزی شمال خاوری لنده مرکز دهستان و 6هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔبهبهان به اهواز، با 100تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و پشم و لبنیات است. ساکنان این ده از طایفه طیبی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ اسم ها

اسم: دلگون (دختر) (فارسی) (تلفظ: del gon) (فارسی: دلگون) (انگلیسی: delgon)
معنی: مانند دل، مرکب از دل+ گون ( مانند )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم