دانشنامه اسلامی
انسانها به تکاثر و تفاخر به مال و مقام تا لحظه مرگ گرفتارند.الهـکم التکاثر• حتی زرتم المقابر. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید)!این برداشت بر این پایه است که منظور از «حتی زرتم المقابر»، تا لحظه مرگ باشد. مفسران معتقدند که این سوره در باره قبائلی نازل شد که بر یکدیگر تفاخر می کردند، و با کثرت نفرات و جمعیت یا اموال و ثروت خود بر آنها مباهات می نمودند تا آنجا که برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می رفتند و قبرهای مردگان هر قبیله را می شمردند
اهل تکاثر در قیامت
درباره نعمتهای خداوند در قیامت از اهل تکاثر پرسیده می شود.الهـکم التکاثر• ثم لتسـلن یومئذ عن النعیم. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشته اید بازپرسی خواهید شد!از ظاهر سیاق بر می آید که خطاب" باز خواست می شوید" و همچنین خطابهای قبلی" الهیکم"، " زرتم"، " تعلمون" و" ترون" همه به عموم مردم است، بدان جهت که در بین آنان کسانی هستند که سرگرم به نعمت های پروردگار خود شده، از خود پروردگار بی خبر ماندند، تکاثر در نعمت از یاد صاحبان نعمت بی خبرشان کرده، آری توبیخ و تهدید این سوره به ظاهر متوجه طایفه خاصی نیست، بلکه متوجه عموم مردم است، ولی در واقع متوجه طایفه خاصی از ایشان است، و آن همان کسانی است که تکاثر از خدا بی خبرشان کرده.و همچنین از ظاهر سیاق بر می آید که مراد از" نعیم"، مطلق نعمت ها است، یعنی هر چیزی که کلمه" نعمت" بر آن صادق باشد، پس هر انسانی از هر نعمتی که خدا به او داده بازخواست خواهد شد.برای اینکه نعمت- یعنی هر چیزی که سازگار با زندگی و کمال منعم علیه است، و به نوعی خیر و منفعت او را تضمین می کند- وقتی نعمت می شود که در موردی استعمالش کند که این استعمال سعادتی برای او باشد، و از آن سعادت سود ببرد، اما اگر در خلاف آن به کار ببرد، مثلا نعمت آب را در سوراخ گوش خود بریزد دیگر نعمت نیست چون آب سازگار با گوش نیست، هر چند که خودش فی نفسه نعمت است.و خدای تعالی انسان را آفریده، و غایت و هدف نهایی از خلقتش را که همان سعادت او و منتهی درجه کمال او است تقرب عبودی به درگاه خود قرار داده، هم چنان که خودش فرمود: " و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" ، و این تقرب عبودی همان ولایت الهی نسبت به بنده اش می باشد، و خدای سبحان تمامی آنچه مایه سعادت او است و از آن در سلوکش به سوی غایتی که برای آتش خلق کرده منتفع می شود، و آن عبارت است از همه نعمت های ظاهری و باطنی که در اختیار او نهاده. کافی به سند خود از ابی خالد کابلی روایت آورده که گفت: وارد شدم بر امام ابو جعفر علیه السّلام دستور داد غذا آوردند، من با آن جناب طعام خوردم، طعامی که پاکیزه تر و لطیف تر از آن در عمرم نخورده بودم، همین که از طعام فارغ شدیم، فرمود: ای ابو خالد این طعام را چگونه دیدی؟ و یا فرمود: طعام ما را چگونه دیدی؟ عرضه داشتم فدایت شوم، من در عمرم طعامی پاکیزه تر و نظیف تر از این نخورده بودم، ولی در حین خوردن به یاد آیه افتادم که خدای تعالی می فرماید: " ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم" پس حضرت فرمود: " خدای تعالی از خوردن شما نمی پرسد"، تنها از آن دین حقی که شما بر آنید بازخواست می کند. حسابرسی از نعمتها در قیامت، مرحله ای پیش از گرفتاری اهل تکاثر به آتش دوزخ است.الهـکم التکاثر• لترون الجحیم• ثم لتسـلن یومئذ عن النعیم. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • قطعا شما جهنم را خواهید دید! • سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید.نشان دادن جهنم به اهل تکاثر، پیش از بازخواست نعمتها، بیانگر آن است که اهل تکاثر، باید پس از طی مراحل بازخواست و حسابرسی، جهنم را جایگاه خویش بدانند.نعمت هایی که خدای تعالی به آدمی ارزانی داشته اگر انسان مورد بازخواست از آنها قرار می گیرد، از این جهت نیست که نعمت ها مثلا گوشت بوده یا نان یا خرما و یا آب خنک، و یا مثلا چشم یا گوش و یا دست و پا بوده، بلکه از این جهت از آنها پرسش می شود که خدای تعالی آنها را آفریده تا نعمت بشر باشند، و آنها را در طریق کمال بشر و رسیدنش به قرب عبودی واسطه و وسیله کرده، که بیانش به طور اشاره گذشت، و بشر را دعوت کرده که آن نعمت ها را به عنوان شکر مصرف کند، و طوری استعمال کند که آن استعمال شکر شمرده شود نه کفران پس آنچه از آن بازخواست می شویم نعمت است بدان جهت که نعمت است، نه بدان جهت که خوردنی یا پوشیدنی و یا اعضای ذی قیمت بدنی است، و معلوم است که خود آدمی نمی تواند تشخیص دهد که داده های خدای تعالی را چگونه استعمال کند تا نعمت شود، و یا به عبارت دیگر شکر باشد نه کفران، تنها راهنما در این باب دین خداست که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم آن را آورده، و امامانی از اهل بیت خود را برای بیان آن دین نصب فرموده. پس برگشت سؤال از نعیم، سؤال از عمل به دین است، در هر حرکت و سکون. و نیز این معنا معلوم است که سؤال از نعیم که گفتیم سؤال از دین است سؤال از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم و امامان بعد از آن جناب است که خدا اطاعتشان را واجب و پیرویشان را در سلوک الی الله فریضه کرده، و طریق سلوک الی الله است، همان استعمال نعمت است به آن نحوی که رسول و امامان دستور داده اند.
تهدید اهل تکاثر
اهل تکاثر و افزون طلبان عصر بعثت، به کیفری گریزناپذیر تهدید شده اند.الهـکم التکاثر• کلا سوف تعلمون• ثم کلا سوف تعلمون. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • چنین نیست که می پندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! • باز چنان نیست که شما می پندارید بزودی خواهید دانست!این سوره مردم را به شدت توبیخ می کند بر اینکه با تکاثر ورزیدن و مسابقه گذاشتن در جمع مال و اولاد و یاوران با یکدیگر از خدای تعالی و از سعادت واقعی خود بی خبر می مانند، از تبعات و آثار سوء خسران آور این سرگرمی غفلت می ورزند. و ایشان را تهدید می کند به اینکه به زودی نتیجه سرگرمی های بیهوده خود را می دانند و می بینند، و به زودی از این نعمت ها که در اختیارشان گذاشته شده بود تا شکرش را بجای آورند بازخواست می شوند، که چرا در شکرگزاری خدا خود را به نادانی زدید، و به کارهای بیهوده سرگرم کردید، و چرا نعمت خدا را با کفران مقابله نمودید خداوند اهل تکاثر را به کیفر و مشاهده جهنم تهدید نموده است.الهـکم التکاثر• کلا سوف تعلمون• لترون الجحیم• ثم لترونها عین الیقین. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • چنین نیست که می پندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! • قطعا شما جهنم را خواهید دید! • سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید.«لام» در «لترون الجحیم» برای قسم است. افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. • تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید)! • چنین نیست که می پندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! • باز چنان نیست که شما می پندارید بزودی خواهید دانست• • قطعا شما جهنم را خواهید دید!جمله" لترون الجحیم" دارای دو تفسیر است: نخست اینکه منظور مشاهده دوزخ در آخرت است، که مخصوص کفار، و یا برای عموم جن و انس است، چرا که طبق بعضی آیات قرآن همگی از کنار جهنم باید بگذرند.دیگر اینکه منظور مشاهده آن با شهود قلبی در همین عالم دنیا است، و در این صورت این جمله جواب قضیه شرطیه است، می فرماید: " اگر شما" علم الیقین" می داشتید" جهنم" را در همین جهان با چشم دل مشاهده می کردید" چرا که می دانیم بهشت و دوزخ هم اکنون آفریده شده اند و وجود خارجی دارند.ولی همانگونه که قبلا نیز اشاره کرده ایم تفسیر اول با آیات بعد که سخن از روز قیامت می گوید مناسبتر است، بنا بر این یک قضیه قطعی و غیر مشروط است.
کیفر اهل تکاثر
...