نانویسا. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) امی. عامی. بی سواد. که نوشتن نداند و نتواند : اگر بودی کمال اندر نویسائی و خوانائی چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا.سنائی.
فرهنگ عمید
آن که نوشتن نداند، آن که نتواند بنویسد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه نوشتن نداندامی : اگربودی کمال اندرنویسایی وخوانایی چرا آن قبله کل نانویسابودوناخوانا?