بخشا

لغت نامه دهخدا

بخشا. [ ب َ ] ( نف ) بخشاینده و بخشش کننده. ( فرهنگ رشیدی ). بخشش کننده. ( آنندراج ). دهنده و عطاکننده و انعام دهنده ، مانند پادشاه مملکت بخشا. ( ناظم الاطباء ) :
نسبت فضل از دل رخشان او گیرد سپهر
نسخت جود از کف بخشای او گیرد سحاب.ادیب صابر.- جرم بخشا ؛ بخشنده جرم :
که دردمندنوازی و جرم بخشایی.سعدی.- راحت بخشا ؛ راحت بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
- روح بخشا ؛ روح بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
- گنه بخشا ؛ گنه بخش. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. = بخشودن
۲. (صفت ) بخشاینده، بخشنده، عطاکننده.

فرهنگ فارسی

بخشاینده و بخشش کننده دهنده و عطا کننده و انعام دهنده .

فرهنگ اسم ها

اسم: بخشا (پسر) (فارسی) (تلفظ: bakhšā) (فارسی: بَخشا) (انگلیسی: bakhsha)
معنی: بخشاینده و بخشش کننده، بخشش دهنده و عطا کننده، انعام دهنده
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم