لغت نامه دهخدا
نسبت فضل از دل رخشان او گیرد سپهر
نسخت جود از کف بخشای او گیرد سحاب.ادیب صابر.- جرم بخشا ؛ بخشنده جرم :
که دردمندنوازی و جرم بخشایی.سعدی.- راحت بخشا ؛ راحت بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
- روح بخشا ؛ روح بخش. ( از یادداشت مؤلف ).
- گنه بخشا ؛ گنه بخش. ( از یادداشت مؤلف ).